گام چهل و دوم

فریبا

                                 

عشق تنها مرضی است که مریض از آن لذت میبرد! "افلاطون"
زن، کانون پر فروغ خانواده، مرکز مهر، مظهر عشق، نمایشگر پاکی، نمونه ی عطوفت و چشمه ی عنایت است. "اقبال لاهوری"
اگر زیبایی را آواز سر دهی، حتی در تنهایی بیابان، گوش شنوا خواهی یافت. "خلیل جبران"
نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته کننده نباشی. "هیلزهام"
اگر دریچه های ادراک شسته بودند، انسان همه چیز را همان گونه که هست میدید. "بلیک"

---------------

سعید

                      

استرس چیست؟

شرح بیماری استرس‌ عبارت‌ است‌ از واکنشهای‌ فیزیکی‌، ذهنی‌ و عاطفی‌ که‌ در نتیجه‌ تغییرات‌ و نیازهای‌ زندگی‌ فرد، تجربه‌ می‌شوند. تغییرات‌ می‌توانند بزرگ‌ یا کوچک‌ باشند. پاسخ‌ افراد به‌ تغییرات‌ زندگی‌ متفاوت‌ است.‌

استرس‌ مثبت‌ می‌تواند یک‌ انگیزش‌ دهنده‌ باشد در حالی‌ که‌ استرس‌ منفی‌ می‌تواند در زمانی‌ که‌ این‌ تغییرات‌ و نیازها، فرد را شکست‌ می‌دهند، ایجاد شود.

علایم‌ شایع‌ فیزیکی‌: گرفتگی‌ عضلانی‌، سردرد، درد قفسه‌ ی سینه‌، ناراحتی‌ معده‌، اسهال‌ یا یبوست‌، افزایش‌ ضربان‌ قلب‌، دستهای‌ سرد و مرطوب‌، خستگی‌، تعریق‌ شدید، بثورات پوستی، تنفس‌ سریع‌، لرز، تیک‌، تحریک‌پذیری‌، کم‌اشتهایی‌ یا بی‌اشتهایی‌، ضعف‌، احساس‌ خستگی‌، گیجی و احساس درد در دست چپ و نهایتا بی حسی.

علایم شایع عاطفی‌: عصبانیت‌، اعتماد به‌ نفس‌ پایین‌، افسردگی‌، بی‌تفاوتی‌، تحریک‌پذیری‌، ترس‌ و پاسخهای‌ هراسی‌، اشکال‌ در تمرکز، احساس‌ گناهکاری‌، نگرانی‌، بی‌قراری‌، اضطراب‌ و وحشت‌.
علایم شایع رفتاری‌: سوءمصرف‌ الکل‌ یا مواد مخدر، افزایش‌ مصرف‌ سیگار، اختلالات‌ خواب‌، پرخوری‌، کاهش‌ حافظه‌ و منگی‌.

علل‌ ایجاد این علایم: بدن‌ در یک‌ موقعیت‌ پراسترس‌ به افزایش‌ تولید هورمونهای‌ خاصی‌ جواب‌ می‌دهد که‌ باعث‌ تغییراتی‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌، متابولیسم‌ و فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فیزیکی‌ می‌گردد . برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌ عبارتند از:

از دست دادن فرد مورد علاقه‌ (همسر، کودک‌، دوست‌)
از دست‌ دادن‌ هر چیزی‌ که‌ برای‌ فرد ارزشمند باشد.
آسیب‌ها یا بیماری‌های‌ شدید.
اخراج‌ شدن‌ یا تغییر شغل‌.
نقل‌ مکان‌ کردن‌ به‌ یک‌ شهر یا استان‌ جدید.
مشکلات‌ جنسی‌ بین‌ فرد و شریک‌ جنسی‌ او.
ورشکستگی‌ مالی‌ یا مقروض‌ شدن‌ شدید.
خستگی‌ دایمی‌ ناشی‌ از استراحت‌، خواب‌ یا تفریح‌ ناکافی

---------------

تهرانی

بانو

هوا که تاریک می شود باز دوست دارم تنها باشم.یاد بانو می افتم.انگار خاطراتم توی هوا وول می خورند،همه چیز شبیه گذشته می شود.انگار همه کاغذها،عکس ها،خاطرات توی اتاق می چرخند.دست هایم را روی سرم می گذارم.می چرخم و باز بانو می گوید" دیوانه شده ای؟" راهم را می کشم سمت همان کوچه که بارها با بانو تا آخرش رفته بودیم.اولین بار همان جا بوسیدمش!اعصابم که به هم می ریزد دستم را به دیوار می گیرم.بانو می گوید: " تو آدم بشو نیستی! ". دیگر دوست ندارم پا به اتاق بگذارم.می ترسم تا برسم باز همه چیز دورم بچرخد و باز صدای بانو توی گوشم بپیچد که " آدم شو! ".آدم که نمی شوم!می دانم که خودم را به آن راه می زنم.بانو در گوشم می گوید:" ... خودتی! ".نگاهش که می کنم باز دهانم قفل می شود.اینجا تمام آدم ها شبیه بانو هستند و بانو شبیه همه!همه باز انگار دورم حلقه زده اند،می چرخند دورم و در گوش هم در مورد من صحبت می کنند.بانو کمی دورتر نگاهم می کند و من دست می زنم و دور خودم می چرخم.انقدر چرخ می خورم که از حال می روم.به هوش که می آیم بانو بالای سرم است.نگاهم که می کند،بیرون را نگاه می کنم.دستم را می گیرد.دیگر رویم نمی شود نگاهش کنم.بانو گریه که می کند دلم می گیرد،می گویم:" می نویسمت بانو!".دیگر نه سیاه می شوم نه بازیچه!فقط نگاهم می کند.قهوه و سیگارم آماده است.روبروی تلویزیون ساعت ها نشسته ام روبروی قاب عکس بانو.انگار خودم دوست دارم که به من بگوید" آدم نیستی،می دانم".بیرون که می روم بانو همیشه دنبالم است.لحظه ای رهایم نمی کند که باز دوره ام کنند و دستم بیندازند.فرقی نمی کند صبح باشد یا شب.می گوید فقط سیاه نشو!.می روم و بازبانو پشت سرم است.سلام می کنم و بانو هلاک سلام هایم می شود.هوا سیاه می شود و من دست های بانو را می گیرم.باد می آید و بانو را با خودش می برد.من دور سیاهی ها می چرخم و بانو را صدا می زنم.بانو ریز ریز می خندد و نمی دانم از کجا دوباره پیدایش می شود.من موهایش را شانه می زنم و بانو نگاهم می کند.بر می گردم توی اتاقم.صدای بانو باز توی گوشهایم می پیچد که باز می گوید:" آدم نمی شوی،از اتاق بیا بیرون".

 

---------------

کیانوش

دکتر مصدق در لاهه

می گویند زمانیکه قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفتتشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیشجای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیاتایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست.
قبل از شروع جلسه، یکی دو بار به دکترمصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آنجاست، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست. جلسه داشت شروع می شد ونماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و رویصندلی خویش بنشیند، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد
.
جلسه شروع شد و قاضیرسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید، جای شماآن جاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا می کرد که مصدق بالاخره به صدادر آمد و گفت
:
"
شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیاتانگلیس کدام است؟ نه جناب رییس، خوب می دانیم جایمان کدام است. اما علت اینکه چنددقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند بر جای دیگراننشستن یعنی چه؟ او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمهزده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماستنه سرزمین آنان
."

سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد ازپایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. باهمین ابتکار و حرکت، عجیب بود که تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم اینرفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد.

---------------

امید

                                                  

یاد بگیریم << 20 درس زندگی از امام صادق(ع) >>
1- فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤ من از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است .
2- فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است ، پس اگر نمازش ‍ قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.
3- فرمود: هرکس برادر ایمانى خود را برچسبى بزند و او را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود.
4- فرمود: سکوت همانند گنجى پربهاء، زینت بخش حلم و بردبارى است ؛ و نیز سکوت ، سرپوشى بر آبروى شخص نادان و جاهل مى باشد.
5- فرمود: با کسى دوستى و رفت و آمد کن که موجب عزّت و سربلندى تو باشد، و با کسى که مى خواهد از تو بهره ببرد و خودنمائى مى کند همدم مباش .
6- فرمود: شخصیّت و کمال مؤ من در سه خصلت است : آشنا بودن به مسائل و احکام دین ، صبر در مقابل شداید و ناملایمات ، زندگى او همراه با حساب و کتاب و برنامه ریزى دقیق باشد.
7- فرمود: هر کسى بعد از نماز صبح پیش از آن که سخنى مطرح کند، هفت مرتبه بگوید: ((بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ، لا حول و لا قوّة إ لاّ باللّه العلیّ العظیم )) خداوند متعال هفتاد نوع بلا از او دور گرداند که ساده ترین آن ها مرض پیسى و جذام باشد.
8- فرمود: هر که قرآن شریف را از روى آن قرائت نماید بر روشنائى چشمش ‍ افزوده گردد؛ و نیز گناهان پدر و مادرش سبک شود گرچه کافر باشند.
9- فرمود: در چهار وقت دعا مستجاب خواهد شد: هنگام نماز وِتر، بعد از نماز صبح ، بعد از نماز ظهر، بعد از نماز مغرب ....

10- فرمود: چنانچه شنیدى که برادرت یا دوستت چیزى بر علیه تو گفته است و او تکذیب کرد قبول کن . همچنین فرمود: اگر چیزى را از برادرت بر علیه خودت شنیدى و نیز چهل نفر شهادت دادند، ولى او تکذیب کرد و گفت : من نگفته ام ، حرف او را بپذیر.
11- فرمود: ایمان انسان کامل نمى گردد مگر آن که چهار خصلت در او باشد: اخلاقش نیکو باشد، نفس خود را سبک شمارد، کنترل سخن داشته باشد، اضافى ثروتش حق الله ، حق الناس را بپردازد.
12- فرمود: خداوند متعال پنج نماز در بهترین اوقات را بر شما واجب گرداند، پس سعى کنید حوایج و خواسته هاى خود را پس از هر نماز با خداوند مطرح و درخواست کنید.
13- فرمود: چهار چیز از اخلاق پسندیده پیغمبران الهى است : نیکى ، سخاوت ، صبر و شکیبائى در مصائب و مشکلات ، اجراء حقّ و عدالت بین مؤ منین .
14- فرمود: شیعیان و دوستان ما را در سه مورد آزمایش نمائید:
1 مواقع نماز، چگونه رعایت آن را مى نمایند.
2 اسرار یکدیگر را چگونه فاش و یا نگهدارى مى کنند.
3 نسبت به اموال و ثروتشان چگونه به دیگران رسیدگى مى کنند و حقوق خود را مى پردازند.
15- فرمود: هر که در چهار موقع ، مالک نفس خود باشد: هنگام رفاه و توسعه زندگى ، هنگام سختى و تنگ دستى ، هنگام اشتهاء و آرزو و هنگام خشم و غضب ؛ خداوند متعال بر جسم او، آتش را حرام مى گرداند....

16- فرمود: هنگامى که روز فرا رسد گوید: تا مى توانى در این روز از کارهاى خیر انجام بده که من در قیامت در پیشگاه خداوند شهادت مى دهم و بدان که من قبلا در اختیار تو نبودم و در آینده نیز پیش تو باقى نخواهم ماند. همچنین هنگامى که شب فرارسد چنین زبان حالى را خواهد داشت .
17- فرمود: سزاوار است که هر شخص مؤ من در بردارنده هشت خصلت باشد:
هنگام فتنه ها و آشوب ها باوقار و آرام ، هنگام بلاها و آزمایش ها بردبار و صبور، هنگام رفاه و آسایش شکرگزار، به آنچه خداوند روزیش گردانده قانع باشد.
دشمنان و مخالفان را مورد ظلم و اذیّت قرار ندهد، بر دوستان برنامه اى را تحمیل ننماید، جسمش خسته ؛ ولى دیگران از او راحت و از هر جهت در آسایش باشند
18- فرمود: چه بسا شخصى به وسیله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تاءثیر گناه در روان انسان سریع تر از تاءثیر چاقو در گوشت است .
19- فرمود: همانا خداوند متعال ، دوازده هزار جهان آفریده است که هر یک از آن ها نسبت به آسمان ها و زمین هاى هفت گانه بزرگ تر مى باشد؛ و من و دیگر ائمّه دوازده گانه از طرف خداوند بر همه آن ها حجّت و راهنما هستیم .
20- فرمود: سخنى را درباره مسائل حلال و حرام و احکام دین خدا، از راست گوى مؤ منى دریافت کنى ؛ بهتر و ارزشمندتر است از تمام دنیا و ثروت هاى آن .

---------------------

مسعود

                          

دیکشنری فامیلی

* خاله

معنای لغوی : خواهر مادر

معنای استعاره ای : هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد .

نقش سمبلیک : یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد .

غذای مورد علاقه : آش کشک.

ضرب المثل : خاله را میخواهند برای درز ودوز و گرنه چه خاله چه یوز .  وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمی شناسه .

زیر شاخه ها :

 شوهر خاله : یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و به ادبیات و شکار علاقه مند است.

دختر خاله / پسر خاله : همبازی دوران کودکی که یا در بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید .

مشاغل کاذب : خاله زنک بازی

چهره های معروف : خاله خرسه ، خاله سوسکه .

داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است .

* عمه

معنای لغوی : خواهر پدر

معنای استعاره ای : هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد .

نقش سمبلیک : به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل :

- جواب همه ی حرفایی که می زنید . مثال : اینا رو واسه عمه ات تعریف کن .

- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال : به درد عمه ات می خوره .

غذای مورد علاقه : شله زرد، سمنو .

زیر شاخه ها :

شوهر عمه : یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است .

/ 86 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام همسایه ها

سلام.خب فردا که تیم ما بازی داره.خدا کنه ...ند نزنه[وحشتناک]خب می بینم که کیانوش هم اومده. پستهمه را خوندم.دست همه درد نکنه.بابام از کربلا اومده باید کم کم برم.[گل]

مسعود

سلام دوستان . شب همگی خوش و ایام به کام[گل]

امید

سلام دوستان.شب خوش.از آمدن ابجی مرضی بسیار خوشحال شدم.آبجی بیشتربه ما سر بزن تعداد داداشا از آبجی ها داره می زنه بالا.بعد نگید اینجا هم مردسالاریه آ.به تهرانی عزیز هم رسیدن مسافر کربلاشون رو خیر مقدم عرض می کنیم.به ایشان از قول ماسلام مخصوص برسانید.چه سعادتی ....

فریبا

سلام سلام... جمعه ی تمام گل ستادی هامون خوش... زیارت رائر کربلا هم قبول[گل]استاد تهرانی سوغاتی ها رو یواشکی و تنهایی صاحب نشیا[چشمک]

رضا

سلام دوستان شب خوش هفته خوبي پيش رو داشته باشيد . با يك پست قديمي وبلاگم و آپيدم افتخار ميديد نيم نگاهي به اون داشته باشيد.[گل][گل][گل]

مرضیه

سلام به همگی صبح اولین روز هفتتون به خیر و شادی [گل][قلب][گل]

کیانوش

سلام و درود خدمت همه دوستان و بزرگواران گرامی [چشمک][گل]

کیانوش

صبح اولین روز هفتتون بخیر و شادی امیدوارم که هفته ی خوبی رو شروع کرده و در پیش داشته باشین [چشمک][چشمک]

کیانوش

تا درودی دیگر فعلاَ بدرود [خداحافظ][خداحافظ]