گام دهم

فریبا

                                       

اگر در قلبتان عشق باشد می توانید هر روز معجزه کنید. "جی. پی. واسوانی"

نگرانی یعنی عبادت خدای دروغین. "جک اگزوم"

فقیرترین مردم کسی ست که رویایی در سر ندارد. "زیگ. زیگلر"

شادی عطری ست که نمی توانی به دیگران بزنی مگر آنکه قطره ای از آن را به خودت بزنی. "رالف امرسون"

آنکه می تواند در قبال نیکی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باک ندارد. "شیللو"

 

 

سعید

                                     

قدمهای تو

حتی مشکل ترین و پیچیده ترین چالش ها و مبارزه های زندگی را هم می توان با گام های کوچک و عملی به نحو مثبت پشت سر گذاشت. اما مهم اینست که برای پیروزی بر چالش ها باید همه ی این گامهای کوچک یکی پس از دیگری برداشته شوند تا در نهایت کامیابی نهایی واصل گردد. آدمهایی که فقط چند قدم برمی دارند و بعد نا امید می شوند در واقع آنهایی هستند که این یکپارچگی و ارتباط و اتصال گامها به یکدیگر را در نیافته اند. انسانهایی که خود را ملزم و مصمم به برداشتن همه ی قدمها می دانند، همانهایی هستند که لذت موفقیت را با تمام وجود خود حس می کنند. باید قدمی برداشت و بلافاصله بعد از آن به سراغ قدم بعدی رفت. برای آنکه حساب جهت و مسیر قدمها را داشته باشی لازم نیست که نابغه باشی فقط شوق و تعهد کفایت می کند. همه پیروزیها و کامیابی های تو در تمام جنبه های زندگی به قدمهای تو بستگی دارد. قدمهای تو به کدامین سو می روند؟

 

 

فرشیده

 

                                         

اورژانس دندان پزشکی

اورژانس دندان پزشکیدر اکثر خانه ها جعبه ی کوچکی حاوی مواد و وسائل لازم برای درمان و کنترل دردها و جراحت های بدن وجود دارد، اما آیا تا کنون به این فکر بوده اید که در هنگام ایجاد یک دندان درد یا شکستن یک دندان یا سوختگی زبان ناشی از نوشیدن چای داغ چه اقداماتی باید انجام دهید و به چه وسائلی نیاز دارید ؟ جراحت ها و اورژانس های دهان و دندان در کودکان و بزرگسالان بسیار شایعند. شما می توانید با تهیه کردن چند وسیله و ماده ساده از داروخانه، به راحتی یک “جعبه کمک های اولیه دهان و دندان” را فراهم کنید . با وجود اینکه این جعبه کمک های اولیه نمی تواند جایگزین درمان اصلی و تخصصی شود، ولی می تواند برای کنترل اورژانس های دهان و دندان جزئی و جلوگیری از پیشرفت آن ها، تا دسترسی به دندانپزشک کارساز باشد . برای جمع آوری و فراهم آوردن این جعبه کمک های اولیه در قدم اول تهیه مواد زیر از داروخانه پیشنهاد می شود: نخ دندان، مسواک، باند استریل، گاز استریل، آسپیرین، سرم فیزیولوژی، پارافین(ترجیحا موم دندانپزشکی)، دستکش بار مصرف، یک محلول دهانشویه اکسیژنه و محلول Colgate Orabase Sothe-N-Seal. وجود وسائلی چون پنس و آینه یک بار مصرف دندانپزشکی در این جعبه نیز در خیلی موارد کمک کننده و مفید است .

شایع ترین اورژانس های دندانپزشکی و روش درمان وکنترل موقتی آن ها در خانه :

دندان درد: چنانچه دندان شما فقط به غذاهای سرد یا داغ یا شیرین حساس است، با آب ولرم دهانتان را بشویید و با نخ دندان مواد غذایی بین دندان ها را پاک کنید و به آرامی دهانتان را با آب ولرم مسواک بزنید و در اولین فرصت برای ترمیم(پر کردن) دندان تان به دندانپزشک مراجعه کنید .

اما اگر درد شما شدید است و یا همراه با تورم است، یک کیسه حاوی یخ(کمپرس سرد) را به مدت ۲۰ دقیقه روی گونه قرار دهید و به مدت ۲۰ دقیقه آن را بردارید. این کار را متناوبا تا رسیدن به دندانپزشک تکرار کنید. از گرما دادن موضع بپرهیزید. یک یا دو عدد آسپیرین بخورید. اگر نیمه شب است و به استراحت نیاز دارید، به هنگام خواب سعی کنید که سر شما بالاتر از بقیه بدنتان قرار گیرد و ترجیحا روی مبل یا صندلی به حالت نیمه نشسته بخوابید. قطعا نیازی به یادآوری بنده نیست و در اولین فرصت به دندانپزشک مراجعه خواهید کرد .

جسم خارجی در بین دندانها فرو رفتن :

اگر جسم خارجی قابل رویت است آن را با پنس دندانپزشکی بیرون بیاورید ولی اگر قادر به دیدن آن نیستید سعی کنید که آن را با نخ دندان بیرون بیاورید. پس از بیرون آوردن جسم خارجی حتما آب را به شدت در دهانتان غرغره کنید تا باقیمانده اجسام خارج شوند. سعی نکنید که جسم خارجی را با جسم نوک تیز بیرون بیاورید. اگر عمق فرورفتگی جسم زیاد است و نمی توانید آن را خارج کنید به دندانپزشک مراجعه کنید.

(ادامه دارد)

 

 

تهرانی

 

بالاخره تونستم به هدفم برسم.خیلی تازگی ها از کلمه پوزه و خاک خوشم اومده بالاخره تونستم حریف را از میدان به در کنم.اون همکار لک محترمی که اینجا خیلی شاخ شده بود بالاخره به دستان قدرتمند بنده شاخ هایش تبدیل به دو عدد چوب خشک تبدیل شدند و از اینجا رفتند هفته پیش صداش زدم و گفتم حق نداری بری تو اینترنت و ایشون هم که امر بهشون مشتبه شده بود که صاحب اینجا هستند به خود گرفتند و انواع افسردگی ها را گرفتند و بالاخره روز گذشته با یک بهانه ساختگی کفش و کلاه کردند و رفع زحمت نمودند.

 

----------

 

 

غروب

 

                                 

گاهی وقتها تب میز ما را چنان میگیرد که یادمان میرود کجای کاریم و فراموش میکنیم که معرفت . اخلاق. شرافت . انسانیت .آسمان .باران. عدالت. صداقت . ترحم . مهربانی . دستگیری از دیگران و خیلی چیز های خوب دیگر مسائلی هستند که شاید ما هم آن روزگار که در جلوی میز بودیم برایمان عزیز بودند و به آنها بسیار می اندیشیدیم .راستی این چه رازیست که با یک جابجایی کوچک از جلوی میز به پشت آن خیلی چیزها را به فراموشی میسپاریم و جز برای رسیدن به میزهای بزرگتر و شیک تر به چیزی نمی اندیشیم و در این مسیر از انجام هیچ کاری ابایی نداریم و یادمان میرود ما قبل از آنکه صاحب این منصب باشیم  صاحب منصب انسانیت بوده ایم و شایسته نیست نگاه غیر انسانی و برده وار به دیگران داشته باشیم .دیگرانی که شاءن و منزلت انسانی بالاتری از ما دارند .یادمان میرود که در این نوع نگاه ناخواسته خود را برده ء کسی میدانیم که میزش از ما بزرگتر است و غافلیم از این که در پیشگاه عدل الهی معیار سنجش بزرگی و درجهء انسانیت همان چیزهایی است که ما یادمان رفته است.افسوس که صفات معنوی را در وجودمان به بهای ارزانی داده ایم و صفات مادی فراوانی را به بهای گزافی به خود تحمیل کرده ایم ...

 

----------

 

 

امید

                                       

چند قانون برای یک ارتباط موفق

1- ‌ مراقب حرف‌هایتان باشید: اگر تصمیم پیگیری کاری را ندارید، نگویید که آن را انجام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با کلامتان ‌دارد. اگر به قول خود عمل نکنید، در مورد کارهای بزرگ به شما اعتماد نشده و در نتیجه پیشرفتی نخواهید کرد

2-‌ قدردانی و سپاسگزاری کنید: اگر فردی لطفی به شما کرد و یا جهت انجام کاری برای شما از خواسته خود گذشت، به ‌این سعی و تلاش آگاه شوید. شما به خودی خود مستحق لطف نبوده و کسی به شما بدهکار نیست. اگر مورد لطف واقع شدید،‌تشکر نموده و در عوض مقابله به مثل کنید.

3-‌ با فکر و با ملاحظه باشید: هرگز تصور نکنید که دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلقی خواهند کرد. برخی افراد به صورت ‌طبیعی تک تک کلماتی که شخص بیان می کند را برای یافتن یک رودررویی شخصی مورد جستجو قرار می ‌دهند. شما نمی توانید این‌گونه افراد را تغییر دهید، اما قادرید نزد آنها حرف های خود را با دقت سازماندهی ‌نمایید. پیش از صحبت کردن فکر کــــنــــیـــــــد و مــــطــــمــــئـــــــن شـــــــویـــــــد هــــیـــــــچ ابـــهــــــامــــــی کــــــه بــــــاعــــــث سوء تعبیر شود در سخنان شما ‌وجود ندارد .

4- -‌ از خود گذشتگی کنید: گاهی از مکان شغلی خود خارج شده و به دیگران در کارهایشان کمک نمایید. این عمل را بدون اینکه از شما ‌درخواست شود انجام دهید. گفتن: "کمک لازم نداری؟" یک تاثیر دوگانه در پی دارد. ابتدا، شما دیگران را تشویق ‌به از خود گذشتگی نموده و در نتیجه محیط کاری مثبت‌تری ایجاد خواهد شد. دوم، برای خود لطفی ‌متعاقب را خریداری می کنید، چرا که مهربانی همیشه بازمی گردد.

‌5-‌ متواضع و فروتن باشید: تلاش‌های مشهود برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران و اشخاص مافوق ، نتیجه عکس به همراه خواهد داشت. ‌هیچکس آدم خودنما را دوست ندارد . اگر می خواهید کمالات شما توسط دیگران تصدیق

شوند، کافی است تمرین ‌بردباری بیشتری بنمایید. کامیابی های شما زمانی مصداق واقعی پیدا می کنند که اجازه دهید دیگران خود متوجه ‌آنها گردند نه اینکه مرتب صحبت از آن به میان آورید.

6- به حفظ آبروی دیگران کمک کنید: هر کسی اشتباه می کند. به دفعه قبلی که اشتباهی خجالت آور مرتکب شدید فکر کنید. دوست نداشتید کسی بیاید ‌و اشتباه شما را کوچک جلوه داده و از جدیت آن بکاهد؟ پس همین کار را شما در مورد دیگران انجام دهید. با ‌خندیدن به اشتباهی که شخص ( نه با خندیدن به خود شخص) مرتکب شده به همراه ضربه ای دوستانه به شانه‌های او از پریشانی اش کاسته و بگویید، "این برای بهترین افراد هم ممکن است پیش بیاید." با این ‌کار به او و به دیگران اطمینان می دهید که دنیا به پایان نرسیده است. اگر مناسب است، به جای جلب توجه بی ‌مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هیچ چیزی نگویید.‌

 

 

کیانوش

                                

در روزگار قدیم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در یک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هیچیک از آنان کارى به سنگ نداشتند !

سپس یک مرد روستایى با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید. بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌هاى زیاد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. کیسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند . آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارى از ما نمی‌دانیم
هر مانعی = هر فرصتی

 

 

مسعود

                                    

داشتم تو خیابون قدم می زدم ، چند متر جلوتر از من هم دختر و پسری که ظاهرا نامزد بودن می رفتن . یه دفعه شروع کردن با هم جر و بحث کردن و پساز کلی داد و هوار یه دفعه دختر کادویی که پسر براش گرفته بود رو پرت کرد تو جوب آب کنار خیابون و از پسر فاصله گرفت . من که گیج و متحیر این صحنه را از دور می پاییدم ناراحت شدم ولی به هر حال کاری هم از دستم بر نمیومد ، پس به راهم ادامه دادم . اما هنوز چند قدمی نرفته بودم که دیدم کسی به شونه هام می زنه . برگشتم ، یه مردی بود با پاچه هایی که یه کم خیس شده بود و تو دستاش هم چند تا کتاب و سی دی بود . شروع کرد به ماچ کردن صورت من و تو همین حال منو نصیحت می کرد که دنیا ارزشش رو نداره  ، قدر همدیگه رو بدونید ، چشم به هم بذارید همه چیز گذشته و تموم شده !! حالا اجازه نمی داد براش توضیح بدم که اشتباه شده . تا می خواستم حرف بزنم یه ماچ می انداخت تو صورتم و با لبخند می گفت می دونم ... می دونم حق با تو اما دنیا ارزشش رو نداره . منم که دیدم طرف ول کن نیست کتاب و سی دی ها رو تحویل گرفتم و یارو رفت . حالا من مونده بودم و کلی بند و بساط . همین که داشتم فکر می کردم چی کارشون کنم دیدم دختر و پسر چند متر اون طرف تر جدا از هم ایستادن و دارن منو می بینن . پسره خندش گرفته بود . خلاصه رفتم پیش پسره بند و بساطش رو گذاشتم تو بغلش و با خنده بهش گفتم : بیا اینا رو بگیر . اون آقاهه هم خیلی اصرار داشت بگه دنیا ارزشش رو نداره . البته اون با ماچ هی می خواست تثبیتش کنه که دیگه من این کار رو نمی کنم اما دنیا ارزشش رو نداره !!!

 

پی نوشت : تعدادی از کامنتهای وبلاگ گم شده !!! از یابنده تقاضا می شود ضمن بازگرداندن کامنتها به وبلاگ هم مژدگانی خود را دریافت کند و هم مدیران این وبلاگ را از نگرانی در آورد !!! با تشکر. 

 

 

 

/ 86 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود

سلام به دوستان عزیز . جناب تهرانی اگه باعث ناراحتی شما شدم عذر می خوام .قصد چنین کاری نداشتم فقط می خواستم کری خونی توی این وب باب نشه . به هر حال بازم معذرت می خوام .

فريبا

واااااااااااااااااااااااای که این داداش مسعود من چقدر جنتلمنه... قدرشو بدونیدا(قلب)

غروب

سلام دوستان شب همگی شما خوش

اميد

سلام.واي كه چقدر اينجا خوبه.همه با احترام به همديگه مطالبشونو درج مي كنند ودر واقع همديگر را درك مي كنند.مرسي مسعود جان. تو آخر دموكراسي هستي[نیشخند]

غروب

سلام اومدم کارت بزنم تا سند حضورم امضا شه.

نادر

با بهترین سلام ها ودرودهای بهاری...[گل]