گام بیستم

ترانه ی گرم تابستان بود یا آسمان رنگین کمانش را به رخ می کشید ...
نمی دانم
هر چه بود اتفاق بود
یک اتفاق ساده ولی دوست داشتنی
انگار خورشید چتری شده بود بر گونه های آبی آسمان
و ابرها تکه تکه پر پر می شدند
تا کسی پاهای سبزش را بروی لپ سرد زمین بگذارد
بانو بود به گمانم
آری ...
و دستهایش بوی بهار می داد
و رنگین کمان با تمام دوران رنگ هایش !!!
پیش چشم او سجده کرد
و او آمد ...
تا زمین را مال قدم های استوارش کند
تا زمان به احترامش یک دقیقه سکوت کند
آری آری ... آمد .
مرضیه جان تولدت مبارک.

                  

                             

فریبا

                     

زندگی سعادتمند، تنها در عشق واقعی خلاصه می شود. "آلبرت هوبارد"

خطاهای دیگران را مثل خطاهای خودت تحمل کن. "فنلون"

کردار بلندتر از گفتار حرف می زند. "ولتر"

به توانایی خویش ایمان داشتن، نیمی از کامیابی است. "روسو"

با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان شوی. "ژرژ هربرت"

 

----------

سعید

                    

آیا می توان به کمک ان. ال. پی تصویرهای ذهنی را کمرنگ کرد؟اولین کشف بزرگ و درواقع مهمترین کاری که ان. ال. پی کرد، کمرنگ کردن تصویرهای ذهنی است. باید پذیرفت که شخصیت ما چیزی غیر از انبوهی از تصویرهای ذهنی نیست. آنچه آموخته ایم، هر نوع مهارتی که کسب کرده ایم و همه ی تجربه های ما، به صورت تصویرهایی در ذهن ما بایگانی شده اند. این تصاویر از بسیاری جهات به ما کمک می کنند. بدون این تصاویر تقریبا هیچ می شویم و اگر این تصاویر ذهنی نباشد، احتمالا با گیاه فرق چندانی نداریم. اما از سوی دیگر، بعضی از این تصاویر هم ممکن است مانع از زندگی آرام ما شوند.

در اوایل دهه ی 1970 که اصول اولیه ی ان. ال. پی کشف شد، از آن به منظور تغییر کیفیتهای فرعی تصاویر ذهنی استفاده کردند. پس از اینکه مشخص شد با این شیوه می توان خاطره ها(یعنی همان تصاویر ذهنی) را دستکاری کرد، از آن برای کمرنگ کردن یا فراموشی نسبی خاطرات بد استفاده شد. بعدها برای رفع فوبیا(ترس)، ترک عادتها و رفع وسواسها از ان. ال. پی استفاده شد. این جریان همچنان ادامه دارد و هر روز تکنیکهای تازه ای برای رفع مشکلات کهنه کشف و ارائه می شود.

ادامه دارد ...

 

----------

فرشیده

                 

 ارتدنسی یعنی چه ؟

کلمه ی «اُرتودنسی» یا «اُرتودانتیکس» (Orthodontics) کلمه یونانی است که از دو بخش «ارتو» (Ortho-) به معنی راست، درست، صحیح و «دنس» (dons=odous=tooth) به معنی دندان تشکیل شده است. مرحوم استاد احمد آرام این کلمه را «دندان آرایی» ترجمه کرده است. هر چند در لغت، صرفاُ به جنبه مرتب شدن دندان ها اشاره شده، اما این رشته ی تخصصی عمدتاً عهده دار اصلاح و هدایت «رشد استخوان های سر و صورت» است. همچنین به این رشته نام های Dentofacial Orthopedics (ارتوپدی فک و صورت)، Orthodontia و Orthodontology هم گفته شده است.

 متخصص ارتدنسی چه تحصیلات و توانایی هایی دارد؟
«متخصص ارتودنسی» یا «ارتدنتیست» یا «دندان آرا» (
Orthodontist) دکتر دندان پزشکی است که پس از اتمام دوره ی دکترای عمومی، 5-4 سال نیز دورة تخصصی ارتودنسی را گذرانده باشد. «ارتدنتیست» یک متخصص در «تشخیص، پیشگیری و درمان ناهنجاری های فکی و دندانی » است. این فرد قادر است انواعی از تغییرات اسکلتی را در ناحیه سر و صورت بیمارانِ در حال رشد ایجاد کند و برای بیماران بالغ با قرار دادن دستگاه های مختلف ارتدنسی و وارد کردن نیرو، دندان ها را حرکت دهد تا رابطه ی آنها را با هم و همچنین با سایر بخش های اطراف هماهنگ نماید و کارایی و زیبایی طبیعی را به فرد باز گرداند. همه ارتدنتیست ها دندان پزشک هستند اما حدود 6 درصد دندان پزشکان متخصص ارتدنسی می باشند.

 چه عواملی می تواند موجب ایجاد مشکلات ارتدنسی شود؟
ریشه بسیاری از مشکلات و ناهنجاری های فکی- دندانی «ارث» است اما این عوامل نیز می توا نند در ایجاد یا تشدید آن مؤثر باشند: مکیدن انگشت، تنفس دهانی، بیماری های دندان، بلع غیر طبیعی، بهداشت دهان ضعیف، زود یا دیر از دست دادن دندان شیری، از دست دادن دندان دائمی، حوادث و ضربه، تغذیه ی ضعیف و ناکافی، برخی بیماری ها و مشکلات جسمی.

 

 

----------

امید

 

 

 

           

استاد راهنما

حتما این داستان تاریخی را شنیده اید و یا خوانده اید.(و یا حتما نه شنیده اید نه خوانده اید!!!!) .در یک روز گرم آفتابی، خرگوشی خارج از لانه خود به جدیت هرچه تمام در حال تایپ بود. (البته با زرنگار اون موقع ها هنوز آفیس اختراع نشده بود) در همین حین، یک روباه او را دید. 

روباه: خرگوش جان داری چیکار می کنی؟

خرگوش: دارم پایان نامه مقطع کارشناسی ارشدم رو می نویسم.

روباه: جالبه، حالا موضوع پایان نامه ات چی هست؟

خرگوش:  در مورد اینه که یک خرگوش چطور می تونه یک روباه رو بخوره، دارم مطلب می نویسم.

روباه: احمقانه است، هر کسی می دونه که خرگوش ها، روباه نمی خورند.

خرگوش: مطمئن باش که می تونند، من می تونم این رو بهت ثابت کنم، دنبال من بیا. خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتی خرگوش به تنهایی از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.

در همین حال، گرگ پیری از آنجا رد می شد.  

گرگ: خرگوش این چیه داری می نویسی؟

خرگوش: من دارم روی پایان نامه ام که یک خرگوش چطور می تونه یک گرگ رو بخوره، کار می کنم.

گرگ: تو که تصمیم نداری این مزخرفات رو چاپ کنی؟

خرگوش: مساله ای نیست، می خواهی بهت ثابت کنم؟ 

بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.

خرگوش پس از مدتی به تنهایی برگشت و به کار خود ادامه داد.  

به نظر شما چطور امکان داره؟

خب بخاطر اینکه خیلی به زحمت نیفتید (و به تعبیر دیگری از مختان کار نکشید) به ادامه داستان توجه کنید:

حال ببینیم در لانه خرگوش چه خبره

در لانه خرگوش، در یک گوشه موها و استخوان های روباه و در گوشه ای دیگر موها و استخوان های گرگ ریخته بود.

 در گوشه دیگر لانه، شیر قوی هیکلی در حال تمیز کردن دهان خود بود.ـ

پایان

------------ --------- -

نتیجه گیری منطقی :

هیچ مهم نیست که موضوع پایان نامه شما چه باشد .

هیچ مهم نیست که شما اطلاعات بدرد بخوری در مورد پایان نامه تان داشته باشید

آن چیزی که مهم است این است که استاد راهنمای شما کیست؟!!!!

نتیجه گیری عقلانی : اون که خرگوش بود و عقل نداشت.کافیه یه سر خیابان انقلاب بزنید انواع پایان نامه به فروش می رسد.

 

----------

کیانوش

          

زرنگترین پیرزن دنیا

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد . پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید ! مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بیست هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است  . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه ای برایش نگذارد . روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت . پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد . مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد . وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد . پیرزن پاسخ داد : من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !

 

----------

تهرانی

                     

گاهی می آید 

در فاصله‌ی خاکستری  

دو باد می ایستد 

با دست هایش 

که روزی  

بازویم را گرفته بود 

آرام دست تکان می دهد 

گاهی هم 

دورتر از این کوچه 

می بینم‌اش 

که آهسته نزدیک می شود 

سایه اش از دیوار بالا می رود 

و  بعد 

قدری پیش از غروب... 

  من در همین لحظه 

خوابم می برد !

 

----------

مسعود

/ 64 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غروب

سلام دوستان گلم شاد باشید و پایدار[گل]

کیانوش

سلام و روز بخیر خدمت دوستان گرامی[چشمک][گل]

کیانوش

عجله دارم و باید برم فقط اومدم بگم که بالاخره بی بی جون آپ شده اگه وقت داشتید یه سر بزنین [چشمک]

کیانوش

تا درودی دیگر دو صد بدرود[خداحافظ][خداحافظ]

فريبا

چهارشنبه خوش... آخر هفته ی خوبی داشته باشین[بغل]

کیانوش

سلام به همه ی یاران و دوستان عزیز [چشمک][گل]

کیانوش

چهار شنبه ی همگی خوش گفتم قبل از رفتنم بیام و یه سر به دوستان بزنم و خدمت فرشیده خانوم هم عرض تبریک مجددی داشته باشم [چشمک][چشمک]

کیانوش

فرشیده ی عزیز تبریکات صمیمانه ی مرا بپذیر امیدوارم که در کنار نامزد گرامیتون سالهای سال خوب و خوش و خرم روزگار بگذرونین [چشمک][چشمک]

کیانوش

تا درودی دیگر بدرود [خداحافظ][خداحافظ]

کیانوش

اگر برنگشتم حلالم کنین البته اگر بر گشتم هم حلالم کنین[نیشخند][نیشخند]