گام سی چهارم

فریبا

                         

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند. "گابریل گارسیا مارکز"
ره آورد گفتگو با نادان دو چیز است : نخست از دست دادن بخشی از عمر و دیگری گرفتار شدن ، به افکار پوچ و بی ارزش . "ارد بزرگ"
بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. "جانسون"
اگر میبینی کسی به روی تو لبخند نمیزند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو کن. "دیل کارنگی"
هر گاه زندگی با عشق و شور را بر می گزینید زندگی نیز عشق و شور خود را برای شما بر خواهد گزید . "باربارا دی آنجلیس"

 

---------------

سعید

                            

کم هزینه ترین لذت‌های دنیا

اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی !
گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
سعی کنیم بیشتر بخندیم.
تلاش کنیم کمتر گله کنیم.
گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.
کنیم. بیشتردعا
در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت کنیم.
قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.
زیر دوش آواز بخوانیم.
. گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم
با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و... )برای خودمان جمع‌آوری کنیم.
در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

گاهی از درخت بالا برویم.
احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
گاهی کمی پابرهنه راه برویم!
در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم.
سعی کنیم فقط نشنویم  بلکه به طور فعال گوش کنیم.
رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم.
زیر باران راه برویم.
کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم.
چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
.  اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم
هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.
گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم (مخصوصا نیلوفر)

پی نوشت: جمله ی آخر تقدیم به جنتلمن ستاد.

 

--------------

فرشیده

                                        

پوسیدگی دندان نوعی بیماری است. در این بیماری بافت سخت دندان (مینا و سپس عاج) در اثر ترشح اسید از باکتری‌های پوسیدگی زا (عمدتاً استرپتوکوک موتان) مواد معدنی کلسیم و فسفر را ازدست داده و به تدریج از بین می‌روند. پوسیدگی دندان مرحله غیر قابل برگشت در فرآیند حل شدن مواد معدنی مینا توسط اسید محسوب شده و درمان آن تنها از راه جایگزینی بافت سخت از دست رفته دندان با مواد ترمیمیدندانپزشکی امکان پذیر می‌باشد. اگر پوسیدگی تاج دندان به موقع متوقف و جایگزین نشود و پوسیدگی به ریشه دندان برسد نیاز به درمان ریشه (RCT یا عصب کشی) می‌باشد و در موارد شدیدتر ممکن است حتی نیاز به خارج کردن یا اصطلاحا کشیدن دندان باشد.

 

---------------

امید 

آیینه زندگی
جوان ثروتمندی نزد یک انسانی وارسته رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.مرد او را به کنار پنجره برد و پرسید:- "پشت پنجره چه می بینی؟"- "آدمهایی که میآیند و میروند و گدای کوری که در خیابان صدقه میگیرد."بعد آینه ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید:- "در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه میبینی."- "خودم را میبینم."- " دیگر دیگران را نمیبینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند، شیشه. اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمیبینی. این دو شیئ شیشه ای را با هم مقایسه کن. وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت میکند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده میشود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقرهای را از جلو چشمهایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری."

 

---------------

 

غروب

 

چه کسی بود صدا زد؟هر کجا هستم ، باشم به درک !

من که باید بروم ! پنجره ،فکر ، هوا، عشق ، زمین ،

مال خودت !

من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد !

تیپ باید زد ! جور دیگر اما ...

کار را باید جست .کار یعنی خود پول .

کار باید کم و راحت باشد !

فک و فامیل که هیچ ...

با همه شهر پی کار باید رفت !

بهترین چیز، اتاقی است که از دسته چک و پول پر است !

پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست !

سید خندان یه نفر !

سوئیچم کو ؟

چه کسی بود صدا زد ، دربست ؟؟؟

 

---------------

 

کیانوش

 

زمین خوردن بار سوم

  وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگی است......

  مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد..

در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شمادر راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.))

مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهتان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

  نتیجه اخلاقی داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

ستایش خدایی را است بلند مرتبه!

 

---------------

مسعود

                           

 

از عصر حجر تا کنون ، این نکته بر هیچ مرد متأهلی پوشیده نبوده که اقدام به ازدواج مجدد ، محاسن بیشماری را برای وی به دنبال خواهد داشت که سبب افزایش سطح آگاهی ، دانش ، شناخت و در نتیجه ، افزایش میزان پایبندی اش به زندگی مشترک خواهد شد ! اما بخوانید فواید آن را :

1 . با مطلع شدن همسرتان از این اقدام شما در کمتر از چند دقیقه ، هر چه بیشتر به سرعت انتقال اطلاعات در جهان کنونی که عصر ارتباطات می باشد ، پی خواهید برد !

2 . با لو رفتن این قضیه ، دوستان راز نگهدارتان را از دشمنان راز گشا ، باز خواهید یافت !

3 . با مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوی همسرتان ، میزان نیرو و زور بازوان او را خواهید فهمید و در خواهید یافت که در ادامه زندگی می توانید مثل کوه به او تکیه کنید و از هیچ چیز نهراسید !

4 . با پرتاب شدنتان از پنجره منزل به بیرون ، بیش از پیش ، محاسن گرفتن خانه در طبقات همکف آپارتمان را درک خواهید کرد و تا آخر عمر ، هیچگاه خانه ای در طبقات فوقانی نخواهید گرفت !

5 . با اصابتتان به زمین و خورد و خمیر شدنتان ، اهمیت ورزش و ورزش کار بودن را در خواهید یافت و بعد از آن سعی می کنید آمادگی جسمانی تان را بالا ببرید تا با این صدمات از پای در نیایید !

6 . با آواره شدنتان در کوچه و خیابان در سرما ، بیش از هر زمان دیگری به ارزش کانون گرم خانواده پی خواهید برد !

7 . با گذشت چند ساعت و احساس گرسنگی کردن ، قدر دستپخت همسرتان را که تاکنون معتقد بودید افتضاح است و اگر موش هم آنرا بخورد ، مسموم می شود ! را خواهید دانست !

8 . با ابراز پشیمانی از این اقدام نزد همسرتان ، به ارزش و تاثیر به کار بردن الفاظی چون : غلط کردم ، بی جا کردم ، منو ببخش ، دیگه تکرار نمی شه و .... پی خواهید برد !

9 . با رد شدن ابراز پشیمانی از سوی همسرتان و تصمیم گرفتن به خرید یک هدیه ترجیحاً طلایی بعنوان منّت کشی برای وی ، تورّم موجود در جامعه را بیش از هر زمان دیگری احساس خواهید کرد !

10 . با قبول هدیه و بخشش شما از جانب همسرتان و راه دادنتان به خانه ، به خصلت نیکوی بخشش و بزرگواری در او پی خواهید برد و در نتیجه تا آخر عمر هیچگاه یک تار موی او را با هزار تا جنیفرلوپز هم عوض نخواهید کرد !

 

---------------

/ 134 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیانوش

روز جمعه ی همه خوش و خرم ایشالا [چشمک][چشمک]

کیانوش

تا درودی دیگر دوصد بدرود [خداحافظ][خداحافظ]

فریبا

سلااااااااااااااااااااااااام ستادیا... عصر جمعه خوش. برای اولین بار آهنگ وبمون برای من پخش شد و کلی از شنیدنش لذت بردم.[بغل]

غروب

سلام سلام سلام غروب هستم و جمعه شب خوبی رو براتون آرزو مندم . هفته ی خوبی رو پیش رو داشته باشید .

فریبا

شنبه ی همگی خوش هفته ی خوب و راحتی داشته باشین[بغل]

فریبا

چرا بلاگفا این مدلی شده؟!!!!!!!هر وبلاگی که میخوام باز کنم پسورد ازم میخواد!!!![گریه]

کیانوش

سلام و درود بی پایان نثار همه دوستان و سروران گرامی[چشمک][گل]

کیانوش

امروز اعصابم رو اول صبح خراب کردن [عصبانی]الآن که دارم کامنت مینویسم خدا میدونه که دستم داره می لرزه برام دعا کنین تا توی جلسه ای که ساعت یازده دارم بتونم کارامو پیش ببرم اصلاَ دوست ندارم از این محل کارم جدا بشم اما به زور دارن میبرنم جای دیگه که هیچ دل خوشی از کار کردن با نفراتش (علی الخصوص رئیسش و سیستمی که اونجا درحال پیاده شدن هست)ندارم و ......[عصبانی][عصبانی][ناراحت]

کیانوش

تا درودی دیگر دوصد بدرود [ناراحت][ناراحت][خداحافظ]

امید

سلام دوستای خوبم.امید آنکه شنبه پاییزی سوزناک از سرمای خزان روز خوبی براتون طی شده باشه.که البته ظاهرا داش کیا کمی از شرائط کاری ناراضی است ایشاالله لوستر بخوره توسرشون هر کی بخواد داش کیا را اذیت کنه.بابا ما یه کیا که بیشتر نداریم.از سر راه هم نیاوردیمش تاج سره گل پسره ناز پسره بدونم آدرسش کجاست با حاج حسین و بروبچس موتوری هماهنگ می کنیم می ریزیم تو لونه شون تریپ مریپشون رو اعلامیه می کنیم وسط تیفال شرکتشون.آی نفس کششششششششش