فریبای عزیز تولدت مبارک

سر راه که می آیی کمی ابرها را با دست کنار بزن  ، با سر انگشتانت به نرمی .
سر راه که می آیی مشتی ستاره بچین ، از همان هایی که دم دست ترند .
سر راه که می آیی یک کف دست آفتاب هم با خودت بیاور .
سر راه که می آیی عطر محبوبه شب بیاور به قدر یک دم و به اندازه یک بازدم هم بوی یاس و رازقی .
سر راه که می آیی مرا صدا بزن . دستت پر است با این همه ره آورد . من به پیشوازت می آیم .
بیا در غروب یک روز بهاری . دراردیبهشت ماه . وقتی که هوای خانه پرازبوی رازقی وشب بو و یاس است.
بیا مثل نسیم که پیش از آنکه فکر کنی روی پوستت می نشیند .
بیا مثل رگبار بهاری که تا چشم بر هم بزنی لایه ای از شبنم بر پوستت می نشاند .

فریبای عزیز

بزرگ شدی خواهر من ،اما من هنوزبه پای تو کوچکم و دارم پا به پای شمعتولدت برای شادیتو آبمیشوم...

هنوز باور ندارم موهبت شایستنی آفریدگارم را، که همانا حضور بی رقیب توست در تمامی لحظه های زندگی ، پس امروز... روز آغاز خلقت تو، به خاطر این هدیه ی بزرگ،خدایآسمانها را سجده میکنم...

می خواهم همه ی شکوفه هاییرا که قبل از تولد توروئیدند تنبیه کنم، می خواهم در این روز آسمانی، آسمانها را آذین بندی کنم و همه فرشته ها را به جشن تولد تنها فرشته زمینی دعوت کنم...

نذر کردم به احترامروز تولد تو سی دل شکستهرا بند بزنم و سی گل شکسته را پیوندبزنمو سی پرنده ی زندانی را آزاد کنم وسیبار قبلهگاه عبادت را که سجده گاه انسانهاست سجده کنم .

دلم میخواهد تا همیشه فاصله ی دوستی بین ما ، به فاصله ی آن قسمت از کیک که امروز بریده میشود،باشد. همانقدر نزدیک به هم و دوست داشتنی...

 

خواهرم ،منت سر تقویم گذاشتی و بهار راخجالتدادیو اردیبهشت  را سرافراز کردیو عددشش را تاابد شرمنده یخودت کردی و بقیه سیصد و شصت و چهارروز سال را درحسرت این افتخارگذاشتی

خواهر مهربانم  ،ششم اردیبهشت سالروز شکفتنت را صمیمانه و با تمام وجود تبریک می گویم .

                                      

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیژن آریا

درودبرگرامی همدل. [بغل][هورا]زادروزش خجسته باد[هورا][بغل] شادوپیروزباشی. بدرود.

اميد

من امید یکی از اعضای ستاد فریبا اینا تولد گل هستی فریبا را به تمام مخلوقات جهان حتی خود خدا تبریک عرض می کنم و به ایشان (یعنی همون خدا) عرض می کنم بابا ایول ا... چی می شد همه بنده هات هم مثل این بودند.چی می شد همه شون مثله فرشته ها بودند.چی می شد همه شون مهربون بودند. و اصلا چی می شد همه شون اینقدر حافظه و آی کیو داشتند که بعضی روزها رو فقط بعضی هاشو یه گوشه ای یه جایی یادداشت می کردند که بعضی وقتها ضایع و شرمنده نشند.نه اصلا چی می شد یه سنگ از اون بالا پرت می کردی زرت می خورد تو سر بعضیها تا کله شون یه کم تکون می خوره...[سوال] اااا چیه حالا چرا همه تون اینجوری بمن نیگاه می کنید واااا من که نگفتم کیه ؟ اااا بابا بی خیال این سنگ و چوب و دمپایی ها چیه دستتون ااا فریبا این ماهیتابه چیه دستت .اون برای غذا درست کردنه . ااا سعید جان فکر نمی کنی اون قفل فرمون کاربرد دیگه ای داره.؟؟؟!!!.ااا وایی وووی نهههههههههه آخخخخخخخ اوخخخخخخخ ..... (و امید پس از بستری شدن در بیمارستان دی به تیمارستان امین آباد جهت معاینه و مداوای مغزش فرستاده شد.برای شفاش دعا کنید)

پیمان

سلام آبجی خانم . تولدت مبارک . امیدوارم سال بعد ( تولد 101 سالگیت ) جشن تولد با شکوه تری برات برگزار کنیم . راستی این همه شمع رو از کجا گیر آوردین واسه روی کیک[نیشخند] خوشحالم که نه تنها برای من که برای همه عزیزی شاد باشی و خرم راستی بازم شروع کردم به نوشتن . پس بدون اینکه به فکر تلافی باشی بهم سر بزن [خجالت] خوشحال میشم .

آمی تیس

الفبا برای سخن گفتن نیست برای نوشتن نام توست اعداد پیش از تولد تو به صف ایستادند تا راز زاد روز تو را بداند دست های من برای جست و جوی تو پیدا شدند دهانم کشف دهان توست. ای کاشف آتش در آسمان دلم توده برفی است که به خنده های تو دل بسته است. وای فری عزیزم. گیس فرفری جونم. تولدت مبارک عزیزم. تولدت مبارک. انشاالله تولد 120 سالگیت. من علاوه بر خودت به همه کسانی که دوستت دارند هم تولدت رو تبریک می گم. [بغل][ماچ][قلب][گل]

نادر

سلام خانم خانوما تولدت مبارک...ششم اردیبهشت دیگه همیشه یادم میمونه... [گل][گل] [گل]

فريبا

ستادی های عزیز... نوشته های من به روز شد[بغل]

سحر

نمي دانم خورشيد! نمي دانم دل اناري ات با صداي كدام خواننده فشرده مي شود!! دل من كه مثل انار آخر پاييز با گريه ي كودكي لجباز ترك بر مي دارد اما تو خورشيد مواظب روشنايي فلق و دل تنگي ديوار هاي كوچه باش سلام روز بارونی ت بخیر باشه گلم...وبلاگ فوق العاده زیبایی داری...[گل]وقت کردی به وبلاگ منم سر بزن خوشحال میشم عطر قدمهای سبزت کلبه کوچکم معطر کنه..امروز آپيدم...روز خوبی داشته باشی مهربون[گل]

اميد

سلام به همه برو بچس ستاد.بشتابید که روز سه شنبه است.قابلمه رو گاز دارید ور دارید بیایید سر سفره وبلاگ ستادیها.باز نگید چرا از من چیزی ننوشتید.بقدر یه نون و سبزی هم شده قبوله.فقط زود بدید که وقت بسی تنگ است و قلندر بیدار(چه ربطی داشت).[نیشخند]