گام بیست و دوم

فریبا

                                       

      

در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد " هانس نوون"

همیشه از خود بخوبی یاد کنید. "اندرو ماتئوس"

نیرومندترین آن است که خشم را نگه دارد. "افلاطون"

خوشی های کوچک، خوشبختی های بزرگ را می سازند. "راشید"

اگر کسی به شما خشم گرفت از محبت خود به او کم نکنید. "آنتونی رابینز"

  

----------

سعید

                        

NLP اعتقاد دارد ما از چهار طریق یا سیستم تصویری عمده ، اطلاعات را دریافت و رمز پردازی می کنیم.

دیداری( بصری)

شنیداری (صوتی )

حسی ( لمس ، احساسی و جنبشی )

شنیداری – منطقی ( گفتگوی درون )

 ویژیگی افراد دیداری
1- چشم ها کمی متوجه بالا.
2- سرو بدنی راست.
3- تنفس سطحی ولی از ناحیه بالای ریه ها.
4- سرعت در کلام.
5- سرعت در پردازش افکار.
6- جلوی صندلی می نشینند .
7- منظم و مرتب هستند.
8- چون به کمک تصاویر موضوعات را به یاد می آورند بنابر این اصوات مزاحم ، حواس آنها را پرت نمی کنند.
9- استفاده از جملات بصری مثل من می بینم که خوب غذا می خوری.
10- به ظاهر چیزها اهمیت می دهند.

----------

کیانوش

                          

یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود: خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ... کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ... همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا ! همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود : خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!!...

 

----------

مسعود

                     

لیگمون شروع شد و پیمان و مزدک اومدن                   

دکوریشن جدید با صد هوادار اومدن

اینقدر مسخره س این برنامه که فکر می کنم                

بچه های فیتیله با عمو قناد اومدن

این یکی برنامه هم که تقلید از رو نوده                    

 آخرش نفهمیدیم نود خوبه یا که بده ؟

بحث های داوری غوغا می کنه                           

 پیمان و جو می گیره حس کولینا میکنه

با تب و تاب میگه این صحنه خطا ِ مگه نه؟          

فنایی با پاسخ " نه " اونو رسوا می کنه

این یکی برنامه هم که تقلید از رو نوده                     

آخرش نفهمیدیم نود خوبه یا که بده ؟

بین مجری ها همش بحث امیر و صمده            

کارشناس میگه امیر خان کارشو خوب بلده

نمی دونه انگار اینور روی نیمکت صمده                    

اومده برای برد مساوی هم براش بده

 این یکی برنامه هم که تقلید از رو نوده                    

آخرش نفهمیدیم نود خوبه یا که بده ؟

یه کلام ختم کلام برنامه های ورزشی                     

 در قیاس با نود اصلا ندارن ارزشی

تو همش تقلید و پاچه خواری غوغا می کنه         

عادل اما همیشه مشت شونو وا می کنه

این روزا بین همه صحبت عادل و نوده               

البته چه عرض کنم نود که نه ، خودش صده

 

 

----------

مرضیه

              

قربون اون مردای دل شکسته
قربون اون دستای پینه بسته
مردای ده، مردای کاه و گندم
مردای ده، مردای خوان هشتم
مردای سوخته زیر هرم آفتاب
مردای ناب و کم نظیر و کمیاب
کیسه چپق ها به پر شال شون
لشکر بچه ها به دنبال شون
صبح سحر پا می شن از رختخواب
یک سره رو پان، تا غروب آفتاب
چار تای رستمند به قد و قامت
هیکلشون توپ، تن شون سلامت
مردای ناز دار، مرد شهرن
با خودشون هم این قبیله قهرن
مردای اخم و طعنۀ بی دلیل
مردای سر شکستۀ زن ذلیل
مردای دکترای حلّ جدول
مردای نق نقوی لوس تنبل
لعنت و نفرین می کنن به جاده
اگر برن چار تا قدم پیاده
مردای خواب تو ساعت اداری
تازه دو ساعتم اضافه کاری!
انگار آتیش گرفته ترمه هاشون
همیشه تو همه سگرمه هاشون
این جا مهم فقط مقام و پسته
مردای شهری کارشون درسته

 

----------

تهرانی

                   

گاهی که از سر اتفاق

با تو گریه می کنم 

انگار روی باد می نویسم 

تو می دانستی 

نه من حوصله برگشتن داشتم 

و  نه تو 

که امروز... 

چه فرقی دارد؟

گاهی که لباس های تو را می پوشم

موهایم را 

از انتهای روزی که رفتی 

کوتاه می کنم 

انگار دلم گرفته باشد 

تا آخر هفته پیاده می روم 

سایه‌ام در باران گم می شود 

خیس می شوم 

و  فردا دوباره می‌آید.

باید برایت می‌نوشتم

باران چه نسبتی با من داشت

 

----------

 

امید

                        

مردان و زنان در یک نگاه

نگاهی به عواطف انسانی در مردان:
تحقیقات جدید نشان می‌دهد که زندگی احساسی مردان هم به اندازه زنان پیچیده و غنی است. ‌اما در اغلب موارد این امر، از مردان و همچنین از زنان پوشیده باقی می‌ماند. ‌با اینکه احساسات همیشه از خصوصیات زنانه به شمار می‌رود، اما مردان هم به اندازه زنان احساساتی ‌می‌شوند و تجربیات عاطفی مشابهی را توصیف می‌کنند. در یک بررسی در رابطه با هوش عاطفی 500 هزار ‌فردبالغ، ثابت شد که هوش عاطفی مردان به اندازه زنان است. مطالعاتی که بر روی زوج‌ها صورت گرفته ‌نشان می‌دهد که مردان هم به اندازه زنان با میزان استرس همسرشان هماهنگ‌ می‌باشند وبه همان اندازه قادر ‌به حمایت از آنها هستند. ‌مردان و زنانآه می‌کشند، گریه می‌کنند ، شادی می‌کنند ، خشمگین می‌شوند و داد و فریاد راه ‌می‌اندازند ، اما شیوه پردازش و ابراز احساسات در آنهامتفاوت است.‌دکتر کلمن روان‌شناس و نویسنده می‌گوید: ‌‌"احساسات در زندگی مردان در پشت سر ودر زندگی زنان در پیش رو قرار دارد." هورمون تستوسترون بر ‌احساسات مردان تاثیرمی‌گذارد و باعث می‌شود آنها بیشتر به طبقه‌بندی وتفکر منطقی بپردازند. به نظر ‌می‌رسد زنان طبیعتاً با عواطف خود بیشتر در تماس هستند، در حالی که مردان باید روی این قضیه کار کنند ‌و اگراین کار را بکنند شرایط، کاملا برابر می‌شود و دراین صورت آنها دارای روابط شادتر و زندگی سعادتمندانه ‌تری خواهند ‌بود.‌

/ 45 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريبا

ببخشيد ديروز سر نزدم... خيلي بي حوصله و مضطرب بودم... چرا؟!!! ديگه ديگه...[چشمک]

کیانوش

چرا دیگه دیگه ؟؟؟؟؟[ناراحت][ناراحت][ناراحت]

فريبا

صبح بخير تنبلا.... شماها كجاااااااااااااااااااااااااااااااااااييد؟!!! يه نگاه به تعداد كامنتاي اين پست بندازين... چرا غيبتون زده؟[ناراحت]

کیانوش

صبح همگی به خیر و شادی[چشمک][گل]

کیانوش

حق با آبجیمونه چرا هیشکی سر نمیزنه و کامنت نمیذاره[ناراحت]

کیانوش

نکنه همه رفتن مرخصی؟[سوال][سوال]

کیانوش

راستی چرا امروز مدیر هم سر نزده؟[سوال][سوال]

کیانوش

تا درودی دیگر دوصد بدرود [چشمک][خداحافظ][خداحافظ]

غروب

سلام دو ستان ظهر شما به خیر من تازه رسیدم گفتم عرض ادبی کنم و برم .