گام بیست و نهم

فریبا

                                 

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد. "دکتر علی شریعتی"

آنکه به فکر فردا نیست، به غم فردا گرفتار خواهد شد."کنفوسیوس"

زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند ، زیرا برای اینکه توضیح بدهند که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند. "باب هاپ"

خدا دوست دارد من و تو بخندیم، نه در جاهلیت بپوسیم، بگندیم. "شاهکار بینش پژوه"

اعتقاد به بخت و قسمت بدترین نوع بندگی ست."اپیکت"

 

---------------

سعید

                                   

اعتماد بنفس واقعی:

اعتماد بنفس حقیقی یک حس درونی می باشد بدون وابستگی به جهان خارج، رویدادها، موفقیتها، شکستها و افراد دیگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعی بسیار نادر و نایاب میباشد زیرا اغلب اعتماد بنفسها کاذب و نقابی برای پنهان سازی اعتماد بنفس پایین میباشد. اعتماد بنفسهای غیر واقعی را میتوان در موارد زیر یافت،:

 

اینگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر میباشند.مانند اعتماد بنفسهایی که به جهت ثروت،شهرت،محبوبیت،به تن داشتن لباسهای فاخر،قدرت و زیبایی ظاهر در افراد نمود می یابند که همگی کاذب بوده و ارتباطی به ماهیت واقعی فرد ندارند.

معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه میگیرند.اما پررویی نیز یک نوع نقاب برای استتار بی کفایتی و اعتماد بنفس پایین میباشد. اینگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شکست ناپذیر نشان میدهند. اما از درون احساس پوچی و خلاء کرده و از شکست بسیار هراسانند. همچنین اعتماد بنفس به مفهوم برتری داشتن، تکبر وخود بینی نمیباشد زیرا این خصوصیات رفتاری از اعتماد بنفس پایین نشان میگیرند. اعتماد بنفس شما نباید یک پدیده مقایسه ای و رقابتی باشد زیرا در این هنگام شما خود را در معرض احتیاج و وابستگی به پذیرشدیگران قرار خواهید داد که با اعتماد بنفس واقعی و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نیازی به پذیرش، موافقت، تائید، تشویق و دلگرمی دیگران ندارند. همچنین اعتماد بنفس بالا اینگونه نیست که شما را از هر گونه تردید، یاس ونگرانی مصون بدارد بلکه تنها تحمل و غلبه بر آنها را برای شما آسانتر میسازد.

 

---------------

سبا

                                    

اختراعات عجیب و تقریبا بی خاصیت بشر:

کیف ضد سرقت: این کیف دارای زنجیری بود که اگر سارقی به شما حمله کرد با کشیدن آن تمامی محتویات داخل آن به بیرون ریخته می شد و دزد فرصت جمع کردن وسایل را نداشت .

موتور الکتریکی هابارد: این داشمند با اختراع این الکتروموتور قصد داشت که بفهمد آیا گوجه فرنگی ها درد را احساس می کنند!!! در نهایت وی به این نتیجه رسید که گوجه فرنگی ها موقع بریده شدن جیغ می کشند!

قفس بچه: این قفس های بچه برای کلوب بچه داران شهر چلسی طراحی شده بود، چرا که اکثر آنها در خانه هایی زندگی می کردند که حیاط نداشت. این قفس ها در بیرون پنجره و بالای خیابان های شلوغ قرار می گرفتند!

نگه دارنده سیگار برای روزهای بارانی: برای افراد سیگاری که در زمان های بارش باران هوس سیگار کرده بودند این وسیله جالب اختراع شده بود!

نگه دارنده سیگار چندتایی : برای افراد معتاد به سیگار طراحی شده بود!

 

---------------

غروب

 

به کدامین سو میرود انسان هزاره ی سوم .؟انسانی که قرار بود از خویش به خدا برسد .از خاک به افلاک و از قطره به دریا . فرزندان آدم گم شده اند در پیچ و خم کوچه  پس کوچه هایی که به دست خود ساخته اند و زندانی اند در پس دیوارهایی که که به دست خود بنا کرده اند .انسان متمدن !

چگونه خرده میگیرد بر اجداد خویش در قرون عقب ماندگی در حالی که خود شتابان رو به عقب میتازد و از چیزی که ادعایش را میکند سال به سال دورتر میشود ؟آری ای انسان شرقی تو که به سرچشمه ی سپیده نزدیکتری .چرا به غروب غرب دلبسته شده ای .اندکی چشم باز کن سحر با توست .

 

---------------

کیانوش

 

داستان مرد خوشبخت

 پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت:

«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند».

تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند
تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،
اما هیچ  یک ندانست.

 تنها یکی از مردان دانا گفت :
که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند..
اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، 
پیراهنش را بردارید
و تن شاه کنید،
شاه معالجه می شود.

شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند
ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند.
حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد.
آن که ثروت داشت، بیمار بود.
آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد،
یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت.
یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند.
خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند.

آخرهای یک شب،
پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد
که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید.
« شکر خدا که کارم را تمام کرده ام.
سیر و پر غذا خورده ام
و می توانم دراز بکشم
و بخوابم!
چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟»

پسر شاه خوشحال شد
و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند
و پیش شاه بیاورند
و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.

 پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند،
اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!.


لئو تولستوی

 

---------------

امید

 

 

 

 

                            

نجوای عاشقانه

استادی از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتی عصبانی هستیم داد می زنیم؟ چرا مردم هنگامی که خشمگین هستند صدایشان را بلند می کنند و سر هم داد می کشند؟ شاگردان فکری کردند و یکی از آن ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردی شان را از دست می دهند.
استاد پرسید: اینکه آرامش مان را از دست می دهیم درست است اما چرا با وجودی که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می زنیم؟ آیا نمی توان با صدای ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامی که خشمگین هستیم داد می زنیم؟
شاگردان هر کدام جواب هایی دادند اما پاسخ های هیچکدام استاد را راضی نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامی که 2 نفر از دست یکدیگر عصبانی هستند، قلب هایشان از یکدیگر فاصله می گیرد. آن ها برای این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن ها باید صدایشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسید: هنگامی که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقی می افتد؟
آن ها سر هم داد نمی زنند بلکه خیلی به آرامی با هم صحبت می کنند. چرا؟ چون قلب هایشان خیلی به هم نزدیک است. فاصله قلب هاشان بسیار کم است. استاد ادامه داد:
هنگامی که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد،چه اتفاقی می افتد؟ آن ها حتی حرف معمولی هم با هم نمی زنند و فقط در گوش هم نجوا می کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می شود. سرانجام، حتی از نجوا کردن هم بی نیاز می شوند و فقط به یکدیگر نگاه می کنند. این هنگامی است که دیگر هیچ فاصله ای بین قلب های آن ها باقی نمانده باشد.

پی نوشت : خبر آورده اند فرشتگان کوچک و معصوم عزیزان ستاد ناخوش احوال و در بستر بیماری اند.جهت سلامتی و صحت این کوچولوهای نازنین زمزمه کنید دعای امن یجیب را که هوالشافی است.

 

 ---------------

فرشیده

 

                               

 

5 راه حل هایی برای فرار از دندان های زرد

 

١- کربنات سود ماده ای است که باعث سفیدی دندان های شما می شود،می توانید از این ماده شیمیایی به روی دندانهایتان استعمال کنید.این ماده را بر روی مسواک خود بزنید و به دندان هایتان بمالید البته باید دقت داشته باشید که مبادا این ماده ی را قورت دهید و در حین اینکه دندان های تان را با این ماده می شوید دهانتان را از آب پر کنید تا مبادا غلظت زیاد این ماده باعث از بین رفتن مینای دندانتان نشود.

٢- بعضی از مواد غذایی مانند سیب و هویج باعث سفیدی دندان هایتان می شود زیرا این دو میوه دارای موادی هستند که باعث می شود رسوبی که بر روی دندان های شما قرار دارد از بین برود، و جرم روی دندان هایتان را نیز پاک می کند.

٣- مواد غذایی و نوشیدنی هایی مانند:
چای،قهوه برخی میوه هایی که دارای رنگ قرمز هستند مانند:گیلاس،تمشک و ... حالت لکه دار کردن و رسوب دندان هایتان را افزایش می دهد پس برای اینکه این لکه های و جرم های قهوه ای و زرد رنگ بر روی دندان های تان نماند،مدتی بعد از اینکه این مواد غذایی را میل نمودید بهتر است از مسواک استفاده کنید.

۴- اگر شما فردی سیگاری هستید این لکه های هر چه سریعتر و هر چه بیشتر بر روی دندان های تان ظاهر می شود زیرا سیگار به دلیل نیکوتین بالایی که دارد،رسوبات بسیاری را بر روی دندان های تان به جای می گذارد. و راه حلی که برای این موضوع پیشنهاد می کنیم بدین ترتیب است که شما می توانید هر جند وقت یک بار به دندانپزشک مراجعه کنید و او دندان های شما را جرم گیری کند تا این لکه های کاملا محو شوند.

۵- برای اینکه همیشه دندان هایتان براق بماند توصیه می کنیم که سه بار در روز مسواک بزنید و مدت زمانی که برای هر بار مسواک زدن توصیه می شود سه دقیقه است نه بیشتر که به مینای دندان آسیب برساند و نه کمتر از این مدت زمان که باعث شود دندانهای شما را به خوبی تمیز نکند.

واقعیت این است که دندان هیچ کس به طور کامل سفید نیست، و دندان کاملا سفید به هیچ وجه طبیعی به نظر نمی رسد. دندان های افراد به طور طبیعی و بدون آنکه دچار تغییر رنگ های محیطی شده باشند، ممکن است با سایه ها و ته رنگ های گوناگونی از زرد ، قهوه ای، خاکستری و قرمز تغییر کند. به عبارتی رنگ دندان ها ممکن است ترکیبی از سفید و ته رنگ های ذکر شده باشد.

دندان هایی سفید تر داشته باشید:

۱- حتما روزانه به مدت ۴-۵ دقیقه مسواک بزنید. پس از هز بار مسواک زدن بین دندان ها را نیز نخ بکشید. از مراجعه مرتب به دندانپزشک برای تشخیص زودهنگام و درمان پوسیدگی های کوچک و جرمگیری به موقع دندان ها نیز غافل نشوید.

۲- سیگار نکشید. هرگونه مصرف فرآورده های تنباکو، رنگ دندان های شما را تیره می کند، درست همانطور که سرنوشت سلامت بدن شما را تیره و تار می کند.

۳- برای سفید شدن دندان هایتان می توانید گاهی اوقات(و نه به طور مرتب) از خمیر دندان های سفید کننده استفاده کنید. به یاد داشته باشید این خمیر دندان ها دارای مواد ساینده هستند و استفاده مرتب از آن ها باعث حساس شدن دندان ها به غذاهای سرد و گرم و سایر تحریکات می شود. بنابراین از استفاده مداوم از خمیر دندان های سفید کننده جدا بپرهیزید.

۴- تا حد ممکن از مصرف غذاهای رنگی بپرهیزید. بعضی غذاهای رنگی عبارتند از: قهوه، چای، نوشابه، سرکه، توت فرنگی، شاتوت، تمشک، سس گوجه فرنگی. پس از هر بار مصرف مواد رنگی دهانتان را آب بکشید.

۵- از خوردن مواد بسیار داغ یا بسیار سرد بپرهیزید. زیرا این مواد با تغییرات ناگهانی دمایی روی دندان ها باعث ایجاد ترک های ریز بر روی دندان ها می شوند که همین ترک ها محل مناسبی برای گیر افتادن رنگ دانه هاست و کم کم باعث تیره شدن دندان های شما می شود.

۶- خوردن مواد اسیدی را کنار بگذارید. موادی مانند نوشابه های گاز دار یا خوراکی های بسیار ترش، روی دندان های شما خلل و فرج ایجاد می کنند که همین خلل و فرج رنگدانه ها را به خود جذب می کنند و رنگ دندان های شما را تیره تر می کنند.

 

---------------

مسعود

                                                

 ازدواج همزمان مردی در افریقای جنوبی با چهار دختر

مردی از اهالی افریقای جنوبی در اقدامی بی سابقه با برگزاری مراسمی همزمان با چهار دختر ازدواج کرد.به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی بی بی سی ، این مرد افریقایی به نام میلتون امِبِلی سه سال برای فراهم کردن مقدمات این ازدواج در تلاش بود.
وی به مناسبت این ازدواج سی و سه راس گاو به خانواده های همسران خود هدیه داد.
چند همسری که برای مردان در فرهنگ زولو در منطقه کوازولو ناتال افریقای جنوبی قانونی است شامل برگزاری مراسم ازدواج با لباس های سفید و مراسم سنتی است.
جاکوب زوما ، رئیس جمهور افریقای جنوبی نیز که از قوم زولوهاست سه همسر دارد.
البته در چند همسری فقط زن نخست از لحاظ قانونی به رسمیت شناخته می شود و او معمولا از زنان دیگر قدرت و اختیارات بیشتری دارد و به طور سنتی وی مسئولیت در کنار هم نگه داشتن خانواده را بر عهده دارد.

 

 

 

/ 65 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غروب

راستش یک مسافرت زیارتی و کاری پیش اومد باید سریع میرفتم .شرمنده ی همه تون شدم حسابی البته با مدیریت محترم هماهنگ کرده بودم و از ایشون مرخصی گرفتم بعدش هم به بزرگ ستاد سعید عزیز اس ام اس زدم پس نتیجه ی اخلاقی میگیریم که من خلاف عرف و دستورات عمل نکردم .[ماچ]

غروب

اما با توجه به اینکه من آخرای قصه رسیدم و دوستان همه ارائه ی فضل کردن اگر به من اجازه بدید با تشکر و قدردانی از همه ی شما و نوشته های قشنگتون و احتمال اینکه نظرات من کپی رایت محسوب بشه از اظهار نظر در مورد این پست معافم کنید [زبان][خجالت][خجالت]

غروب

[گل]به قول یکی از بزرگان ستاد (فریبا ) زیادی عزیزین . شبی خوش و پر ستاره براتون آرزومندم .[گل][گل]

فریبا

سلاااااااااااااااااااااااااااااام... سحر همگی بخیر[چشمک]هفته ی قشنگ و پر کامنتی داشته باشین... رسیدن غروب عزیز هم بخیر[بغل]

فریبا

صبح یکشنبه خوش... از پست جدید که انشالله ثبت شه منم فقط یه بار کامنت میذارم[قهر]

کیانوش

سلام و درود خدمت همه عزیزان و سروران گرامی [چشمک][گل]

کیانوش

چقدر سوت و کوره اینجا ؟؟؟؟چرا اینجوری شده دوباره[متفکر][متفکر]

کیانوش

امید جان مگه قراراه فقط من اینجا کامنت بذارم که اینجوری دنبالم میگردین؟؟؟؟؟ من مخلص همتون هم هستم اما قرار نیست که ........... [چشمک][چشمک]

کیانوش

چون به نزدیکیهای آپ جدید رسیدیم و منم درست و حسابی پستهاتون رو نخوندم پس از نوشتن مطلب درباره ی این پستتون معذورم منو ببخشید [خجالت][خجالت]

کیانوش

خب دیگه تا درودی دیگر دوصد بدرود [خداحافظ][خداحافظ]