گام سی و یکم

فریبا

                          

برای دو روح چه چیز با شکوه تر از این که احساس کنند به هم پیوسته اند تا در سکوت خاطرات نگفتنی، به یکدیگر توان ببخشند. "جرج الیوت"

آرزو دارم روزی این حقیقت به واقعیت مبدل شود که همه ی انسانها برابرند. "مارتین لوترکینگ"

بهتر است روی پای خود بمیری تا روی زانوهایت زندگی کنی. "رودی"

بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و درانسان چیزی بزرگتر از فکر او. "همیلتون"

عمر آنقدر کوتاه است که نمی ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. "دیزرائیلی"

 

---------------

سعید

                         

پند زندگی :

هدف زندگی، یافتن و کشف نمودن استعدادها و توانایی های جسمی و ذهنی تان است!

مسئولیت زندگی به تکامل رساندن این توانایی هاست!

معنی زندگی استفاده از این توانایی ها برای خوشبخت نمودن دیگران است!

بدانید که برای هدف خاصی پا به دنیا گذاشته اید!

خودتان را باور کنید!

از خودتان مایه بگذارید!

هر گاه به شک و تردید افتادید، بیشتر فکر کنید!

در جستجوی رمز و اسرار زندگی درخواهید یافت که در زندگی رمز و اسراری وجود ندارد!

با کنجکاوی در زندگی، خودتان را خواهید یافت!

در تلاش برای شناسایی خودتان است که زندگی را هم خواهید شناخت!

زنده بودن به تنهایی کافی نیست!

زندگی را باید زندگی نمود!

 

---------------

فرشیده

                               

دندان قروچه

عادت ساییدن دندان ها به هم «دندان قروچه» نامیده می شود که با نام علمی «براکسیزم» شناخته می شود. دندان قروچه بیشتر در خواب رخ می دهد اما ساییدن یا به هم کوبیدن دندان ها در طول روز نیز در برخی افراد وجود دارد. علاوه بر بزرگسالان، در کودکان نیز این پدیده در خواب و بیداری دیده می شود .

عوارض :

دندان قروچه مداوم ممکن است باعث ساییده شدن و کوتاه شدن دندان (به ویژه دندان های جلو)، آسیب به لثه ها، سست شدن استخوان های نگهدارنده دندان و لق شدن و افتادن دندان، دردناک شدن دندان، کوتاه شدن ارتفاع صورت و شکل نازیبای فک ها و دندان ها، شکستن مینای دندان و پرکردگی ها، مشکلات مفاصل فک، حساس شدن دندان ها، سردرد و... شود.

علل :

-          فشارهای روحی (نگرانی، بی خوابی، استرس و اضطراب )

-          مشکلات دندانی (مشکلات اکلوژنی ناشی از جفت شدن ناصحیح فک ها و دندان ها روی هم )

-          عادت های ناخودآگاه

-          آلرژی

-          انگل های روده یی

عوامل تشدیدکننده :

-          اضطراب

-          مصرف غذا و نوشیدنی های حاوی کافئین (کولاها، شکلات و قهوه )

      -     مصرف نوشیدنی های الکلی

 

---------------

کیانوش

 

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت .

 فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت " . می آید ، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد " و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست .

 فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :

   " با من بگو از آنچه باعث سنگینی سینه توست ." گنجشک گفت " لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام . تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند .


خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند . انگاه تو از کمین مار پر گشودی . گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود .


خدا گفت " و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی " . اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.

 

---------------

غروب

 

دوش دیدم وسط کوچه روان دخترکی، بانمکی ،دلبرکی ،این طرفش مادرکی ،آن طرفش خواهرکی ،دیدن آن دختر فتانه وآن دلبر جانانه مرا کرد چو دیوانه ،شدم در عقبش واله و مستانه روان ،گفتم ای یارشکیبا چه عفیفی ،چه ظریفی تو چه پاکی ونظیفی،تو نه چاقی و نحیفی،به همه کار حریفی ،به چنین خوی و چنین موی نظیر تو دگر مادر گیتی به جهان دختر شایسته نزاید .گشت آن دلبر جانم ز کلامم عصبانی به همان گونه دانی دو عدد سیلی جانانه بزد لیک من از روی نرفتم.برفتم عقبش واله و مستانه روان ،بیکباره مادر دختر ک آمد فحش و نصیحت کند آغاز ،گفت ای کله خر احمق نادان تو چه بیشرم و حیائی ،تو مگر دشمن مائی که چنین یاوه سرایی ،ولی این بنده چنین داد جواب از سر اخلاص :لب بلبل نتوان بست که بر گل نسراید،چشم عاشق نتوان بست که معشوق نبیند

 

---------------

سبا

                         

عجیب ولی واقعی<قسمت اول> :

یک سوسک حمام می‌تواند 9 روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.

یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد.

حلزون می‌تواند 3 سال بخوابد.

به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ.

اگر جمعیت چین به شکل یک صف از مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ‌وقت تمام نخواهد شد.

خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000 صرفه‌جویی کند.

ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73000 متر مربع پیتزا می‌خورند.

چشم‌های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.

کوبیدن سر به دیوار، صدو پنجاه کالری در ساعت مصرف می‌کند.

گربه‌‌ها می‌توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از ده تا.

تعداد چینی‌هایی که انگلیسی بلدند، از تعداد آمریکایی‌هایی که انگلیسی بلدند، بیشتر است.

دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند.

فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند، بپرند .

 

--------------

مسعود

                           

مخ زنی در طول تاریخ :

دوره هخامنشی

در این عصر زن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و … رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:

* حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه ، به اصطلاح امروزی آقازاده باشه !!

* داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج

* داشتن ریش بلند

هدف از مخ زنی: بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!

دوره قاجار

در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه ( و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو ۹۰۰۲ ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می د

/ 147 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیانوش

راستش یه عروسی دعوت بودیم تو ولایت بابا اینا جایی که آخرین بار نوروز 63 من رفته بودم و از اون به بعد نتونسته بودم برم و به همین دلیل چون نمیشد که نرم منم چهارشنبه صبح حرکت کردم و تا نزدیکیهای مدیر ستاد رسیدم و از اونجا مسیر رو کج کردم و رفتم سمت لامرد و اونطرفها جای همگی خالی عروسی خوبی بود ضمن اینکه تعداد زیادی از پسرعموهایی رو دیدم که خیلی وقت بود ندیده بودمشان و ..... [چشمک][لبخند][گل]

کیانوش

و اما میبینم که چند صفحه ای کامنت ثبت شده که جای بسی خوشوقتیه [پلک][پلک] ولی ظاهراَ بوی دلگیری و ناراحتی از طرف بعضی گفته ها به مشام میرسه. [ناراحت][ناراحت]

کیانوش

من رفتم و همه ی کامنتها رو خوندم نمیدونم مسعود منظورش از نوشتن فلاش بک چی بوده و چرا خواسته که ما فلاش بک بزنیم و گذشته ی خودمون رو ببینیم [سوال][سوال]

کیانوش

ولی حرفهای غروب رو خوندم و با بعضی از قسمتهاش موافقم و با بعضی قسمتهاش مخالف همچون موافقت و مخالفتهایی که با برخی گفته های امید دارم [متفکر][متفکر][متفکر]

کیانوش

خب داشتم چی میگفتم ؟؟؟؟ [سوال][سوال] آخه یه چند دقیقه ای دیسی شدم [ناراحت]

کیانوش

آها یادم اومد غروب عزیز یکی از دلیلهایی که ما این وب ستادیها رو درست کردیم این بود که برای مناسبتها و جشنها و دور از جون همه ماتمها اینجا مطلب بذاریم کما اینکه همینجور هم تا الآن بوده و همونطور که برای مرضیه عزیز در غم از دست دادن مادرش مطلب گذاشتیم برای آزاده هم موقع رفتن به مکه مطلب نوشتیم و سفر خوبی براش آرزو کردیم ( حالا چه بصورت پی نوشت و یا بصورت پست اصلی ) پس قرار نبوده که بعد از درست کردن این وب همون کارهای قبلی رو توی وب اصلی خودمون هم انجام بدیم هرچند که هر کسی میتونه توی وب خودش هر مطلبی رو بذاره حتی پستهای مناسبتی که توی وب گروهیمون هم میذاریم

کیانوش

کسی هم قصد متهم کردن شما رو نداره همونجور که شما حرف دلت رو زدی امید هم نظرش رو گفته منم نظرم رو گفتم نه قصد متهم کردن داشتیم و نه قصد دفاع کردن از کسی [چشمک][چشمک]

کیانوش

بدلیل کمبود وقت تا درودی دیگر دوصد بدرود [خداحافظ][خداحافظ]

رضا

سلام منم میتونم بیام توی خونواده؟ البته مامانه[گل] منو دعوت کرده[چشمک]